بحران سوریه پس از دو سال جنگ، خونریزی و ارسال سلاح و نیرو به سرزمین شامات، به مرحله مداخله نظامی امریکا در این عرصه نزدیک شده است. بازوی تبلیغاتی جبهه غربی – عربی از هفته گذشته و به بهانه آنچه حمله شیمیایی دولت سوریه به مخالفان میخوانند، طبل جنگ را کوک کردهاند و عبور از خط قرمزی که امریکا تعیین کرده بود، یعنی استفاده از سلاح شیمیایی را مهمترین بهانه برای ورود نظامی و مستقیم امریکا به این مناقشه میدانند.
مهم نیست که استفاده از سلاح شیمیایی توسط دولت سوریه نبوده باشد و یا اینکه شواهد غیرقابل انکار برای نقض این ادعا در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه شده باشد، بلکه مهم آن است که در یک جنگ رسانهای و تبلیغاتی، دولت باراک اوباما به شیوه دولت جرج بوش، بهانهای را دست و پا کرده است تا مداخله نظامی خود در سوریه را توجیه رسانهای و تبیلغاتی کند. اما این مداخله نظامی با چه هدفی صورت میگیرد، میزان و حجم آن چه مقدار است و اساسا امریکا تا کجا میتواند روی مداخله نظامی خود در سوریه حساب کند؟ شاید پاسخ به این سوالات تا حدود زیادی معادله حاکم بر مناقشه این روزهای سوریه را روشن کند. آنچه مشخص است آن است که پیروزی ارتش سوریه با همکاری حزب الله لبنان و نیروهایی داوطلب در جبهه «القصیر» معادلات جنگ در سوریه را تغییر داده است و پیروزیهایی که پس از فتح القصیر در مناطق تحت کنترل معارضین همچون منطقه حلب و ریف دمشق صورت گرفته است، عملا مجموعه معارض را به چند جبهه جدا از هم و غیر متصل و آسیب پذیر تبدیل کرده و آنها را در آستانه شکست قرار داده است، این در حالی است که اختلافات درونی ارتش آزاد به عنوان جریان سیاسی نظامی نزدیک به غرب با جبهه النصرة به عنوان شاخهای از القاعده و کردهای فعال در سوریه، عملا معارضه را از رسیدن به یک انسجام و اتحاد قابل قبول بازداشته است.
برچسبها: سينا خداكرم علي نادري سوريه 9 دي روسيه ايرانسياست سياست خارجه آمريكا















































